تبليغاتX
دوراز دسترس اطفال
designer: saeed_asad86
تصـــــــوير تصادفي
منوي کاربري

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................

لينك دوستان
?زيباترين قالبهاي وبلاگ? ::ساخت لوگو،بنــرو تيتر::

براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:دوراز دسترس اطفال در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،

سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.

چت بامديـــــر
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو
طراح قالب
عکس روز

[+] نوشته شده توسط سولماز در 11:36 | |

شناگر زن41ساله با پشتکار قوی به المپیک پکن راه یافت

 

celebritydailynews.blogfa.com

دارا تورس، شناگر سرشناس چهل و یک ساله آمریکایی توانست با موفقیت در مسابقات انتخابی برای پنجمین بار به المپیک راه پیدا کند.

 

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط سولماز در 11:26 | |

روز مادر مبارک

         

 

 

مادر سر چشمه گیتی...

غنچه ای در سبزه زار زیبای طبیعت شکفت و کلمه ی مادر ، در پهنه گلبرگان سرخ آن او که همچون خون مادر است ، بیرون جهید و خود را در آسمان بیکران آبی  سوار بر بال پرنده محبت دید.

آری! به راستی مادر کیست که گیسوانش هم چون گیسوان فرشته طلایی است؟ مادر کیست که زمزمه محبتش لالایی اوست؟

مادر آنست که گهواره چوبین فرزندش را از لابلای صخره ها و از میان آبشارها و صدها گل زیبای یاسمن بیرون می کشد و با دستان مهرآمیزش آن را تکان می دهد...

مادر آنست که اشکش همچون شبنم بر قلب گلبرگ ، گل عشق است، صدایش هم چون مرغ غزل خوان در طبیعت است و بوسه اش همچون نور خورشید بر سبزه زار است و استواریش همچون کوهی بر دل خاک...

روزت را ارج می نهم و بوسه میزنم بر جای پایت.

 

مادرم:
قدمهایت را بر روی چشمانم بگذار، تا چشمانم بهشت را نظاره کنند...

چون هستي من ز هستي توست        تا هستم و هسـتي دارمت دوست

مادر گوهر گرانبهايی است؛بی مثل در آفرينش

   

مردي مقابل گل فروشي ايستاده بود و مي خواست دسته گلي براي مادرش که در شهر ديگري بود سفارش دهد تا برايش پست شود.
وقتي از گل فروشـي خارج شد، دختري را ديد که روي جـدول خيابان نشستـه بود و هق هق گريـه مي کرد. مرد نزديک دختر رفت و از او پرسيد: دختر خوب، چرا گريه مي کني؟
دختر در حالي که گريه مي کرد، گفت: مي خواستم براي مادرم يک شاخه گل رز بخرم ولي فقط 75 سنت دارم در حالي که گل رز 2 دلار مي شود. مرد لبخندي زد و گفت: با من بيا، من براي تو يک شاخه گل رز قشنگ مي خرم.
وقتي از گل فروشي خارج مي شدند، مرد به دختر گفت: "مادرت کجاست؟ مي خواهي تو را برسانم؟ دختر دست مرد را گرفت و گفت: آنجا و به قبرستان آن طرف خيابان اشاره کرد.
مرد او را به قبرستان برد و دختر روي يک قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت.

مرد دلش گرفت، طاقت نياورد، به گل فروشي برگشت، دسته گل را گرفت و 200 مايل رانندگي کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.

 

  روز مادر و زن بر تمامي مادران و همسران مبارك

 

[+] نوشته شده توسط سولماز در 16:2 | |

عکس جالب

چه پرتقال شجاعی داره برا مراسم آب پرتقالگیری خودشو آماده میکنه

آدم اکشش میاد اینو میبینه

  

ولی این یکی خیلی بچه ی بدیه فک نکرده آخر و عاقبت چاقو کشی چیه؟؟!

اگه به جرم حمل سلاح سرد بگیرنش یکسر باید بره زندان

بچه ها برا این  امشب دعا کنین نره زندان !

نخواستم اون بالا بگم ولی این چاقو کشه رو بردنش زندان و براش جریمه ی ده میلیونی بریدن حالا باید نفری یه ربع سکه ی طلا بدین تا بتونیم این نوگل تازه شکفته رو از زندان آزادش کنیم

اینم منم که سکه ی خودمو دادم!

اینم که به افتخار روز معلم و هفته ی معلم گذاشتم!

این سبزیجاتم همواره از گهواره تا گور دنبال درس و مشقن!خدا خیرشون بده

بقیه ی سریال و فردا شب میتونین ببینین

کم لطفی نکنین و نظر بدین وگرنه دوباره اکشام سرازیر میشه ها

[+] نوشته شده توسط سولماز در 0:26 | |

مردم اهواز در حال زنده به گور شدن

این عکسها را ببینید . این وضعیت چند ماه اخیر اهواز است . اینجا اهواز است وسط روز روشن :

بقیه در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط سولماز در 1:24 | |

عکس جالب روز

آگاهان اقتصادی معتقدند پیشرفت و شکوفایی شدید کشور و بهبود وضع اقتصادی مردم مدیون همین دقت و نگاه تیز بینانه  رییس جمهور محترم می باشد .

[+] نوشته شده توسط سولماز در 1:10 | |

سخنانی بسیار جالب و خواندنی از دکتر علی شریعتی

دين « نه »

تو دين « نه » به من دادي ، پدر ، مادر ! من دختر تو بودم ، راه هاي را كه به من نشان دادي ، پيشنهادهايي كه داشتي ، شكل زندگي و ارزش هاي اخلاقي يي كه به من ارائه كردي ، اين است : نرو ، نكن ، نبين ، نگو ، نفهم ، احساس نكن ، ننويس ، نخوان ، نه ، نه ، نه و ... اينكه همه اش نه شد ، من به دنبال دين آري هستم كه به من نشان بدهد كه چه بكن ، چه بخوان و چه بفهم !

به قول يكي از نويسندگان : « واي به حال ديني كه نه در آن بيشتر است از آري » و از تو من يك آري نشنيده ام .

كتابي براي نخواندن ! قرآني كه تو به آن معتقدي به چه كار ما مي آيد ؟ من نمي دانم در آن چه هست و تو خودت هم نمي داني تويش چيست ؟ از اين جهت من كافر توي مومن هر دويمان هم درس هستيم ، منتهي من با آن كار ندارم – چون كتابي كه به درد خواندن نخورد به چه درد مي خورد ؟ اما تو مرتب مي چسبانيش به چشمت و سينه ات ، به پهلويت ، به قنداق بچه ات و به بازوي داداشت و به بالش مريضت تا آن جا كه من ديده ام اين كتاب براي تو فقط مصرفش هميشه اين بوده كه : وقتي كه از خانه ات بيرون مي آيي ، چند جمله از آن را به قفل در خانه ات پف كني ، من يك قفل فني و محكمي مي خرم كه اصلا احتياج به پف نداشته باشد ، با تكنيك بسته شود نه با پف ! تو براي سلامت و مصونيت جمله هايي از آن را دور خودت پف مي كني يا نسخه هايي از آن را به آستر جليقه ات مي دوزي يا به گردن گاوت مي آويزي ! من مي روم واكسن ميزنم و از دكتر متخصص نسخه دوا مي گيرم بنابراين به « قرآن تو » نيازي ندارم !

تو با آن استخاره مي كني به جاي « انتخاب » و « تصميم » ، « عمل » و « قضاوت » و « فهميدن » و « انديشيدن » ... كه كار انسان و ارزش امتياز انسان است – با كتاب يك نوع شير يا خط بازي مي كني و لاتاري و بخت آزمايي مي كني ، من - فرزند تو – با اينكه به وحي عقيده ندارم حاضر نيستم تا اين حد به قرآن اهانت كنم ، به هر حال اين يك كتاب است « قرآن تو » « كتاب هدايت » است آن را « مي خوانم » تا ، با انديشيدن و فهميدن نوشته هاي آن ، راه خوب و بد و متوسط را در زندگي پيدا كنم نه با استخاره ! چشم هايم را باز مي كنم و متنش را مي گشايم و به دنبال مطلبي مي گردم تا ببينم كه چه گفته است ، نه اينكه چشمهايم را ببندم و شانسي و تصادفي لايش را باز كنم و جمله يا كلمه ي اول بالاي صفحه راست را تماشا كنم كه چه نوشته است ؟ و بعد طبق آن در كار خودم تصميم بگيرم و درباره ي مسئله اي يا شخصي قضاوت كنم !

پدرجان ، من يك دانشجويم ، اگر كسي با جزوه درسي ام چنين بازي هايي كند اوقاتم تلخ مي شود ! پس اگر من كتابي را كه به درد خواندن نمي خورد – ولو نويسنده اش به قول تو خود خدا باشد – رها كردم و به جاي آن كتاب هايي را گرفتم كه به درد خواندن مي خورد ، اوقاتت تلخ نشود !

 

[+] نوشته شده توسط سولماز در 0:56 | |

شوخی با رییس جمهور آمریکا

در این عکسا شما میتونین بوش و در فیگورهای گوناگون مشاهده کنین

نامردیه اگه عکسارو ببینین و نظر ندین

شوخی با بوش

بقیه ی عکسا در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط سولماز در 1:58 | |

مراسم ازدواج پسر رييس جمهوری کشورمان و دختر آقای مشايي

 مراسم ازدواج نزديك به 4 ساعت طول كشيد كه پذیرایی با میوه و شیرینی بود و نماز جماعت مغرب و عشا هم به امامت آقای احمدی نژاد برگزار شد. از شام هم خبری نبود؛

برای دیدن اخبار مربوطه و بقیه ی عکسها روی ادامه ی مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط سولماز در 1:6 | |

نماز جمعه دیروز تهران و عکس جالبی از تفاوت دو نسل ساکت و نسل شعار دهنده

 

نماز جمعه

 گویا جوانانی که در سمت چپ تصویر لباس های یک شکل پوشیده اند سرباز وظیفه هستند .
بی تفاوتی اینان در هنگامی که سایر نمازگزاران مشغول سردادن 
شعار هستند ، جالب است

[+] نوشته شده توسط سولماز در 0:5 | |

:: مطالب پيشين